... پا گشاي رادين جون به خونه مامان و بابا بزرگ ها ...
به نام حضرت دوست
- پا گشاي رادين جون به خونه مامان و بابا بزرگ ها 25/08/1390
امروز عيد غدير ،عيد بزرگ شيعيانه . رادين گلم امروز 11 روزه شده و يه دهه از روزهاي زندگيش رو پشت سر گذاشته.
به رسم معمول قبل ازدنیا اومدنت كه همچين روزهايي رو ميرفتيم ديدن پدر مادر هامون ، تصميم گرفتيم رادين پسري رو براي اولين بار ببريم مهموني خونه پدر بزرگهاش.
پاشو پسرم،قربونت بشم،لباس قشنگهاتو بپوش مي خوام ببرمت مهموني عزيزم.
اول لباس هاي رادينمو پوشونديم.الهي مامان قربونش بشم !!!پسري اينقدر كوچولوست كه كوچولوترين لباسش هم اندازش نيست.
بعد من و بعد بابا محسن لباسهامون رو پوشيديم .قبل از رفتن چند تا عكس از پسري انداختيم.اداهاي پسري من تو اين عكسها تماشايه...
الهي مامان قربون اون دستهاي كوچولوت بشم...
الهي مامان قربون چشمهاي بشم با اون ادا دراوردنت



بعد رفتيم به سمت مهموني.سر راه واسه مامان جون كه شيريني خشك كه دوست داره و براي عموها كه تر دوست دارند ،شيريني خريديم.
اول رفتيم خونه مادر روحي اينا . توي اين فاصله كمتر از 24 ساعته ، كلي دلشون واسه رادين تنگ شده بود . حدودا ْ يك ساعتي اونجا مونديم . مادر روحي 2 تا از پلاكهاي نوزادي منو كه مامان بزرگ هام بهم هديه داده بودند و براي يادگاري نگه داشته بود تا بده به بچه من به همراه يه زنجير نوزادي كه تازه خريده بود به رادين جونم هديه داد و يه جفت گوشواره توپي هم به من هديه داد و بعد هم چند تا عكس يادگاري انداختيم ...
![]()

![]()
بعد از خونه مادر روحي رفتيم خونه بابا حبيب . در خونه بابا حبيب اينا كه باز شد ، عمو مهدي با اسپند دوني كه دود خشكلي ازش بلند مي شد ازمون استقبال كرد و عمو مجتبي هم ازمون فيلم مي گرفت.مامان حاشي و بابا حبيب هم استقبال گرمي از ما كردند .
بعد از كمي نشستن و گرفتن عكس يادگاري راهي رفتن به خونه شديم.بابا حبيب هم ده هزار تومان پول به رادين دادند ،البته ششمين روز تولد رادين عسلي ،مامان حاشي يه پلاك 8 ضلعي "وان يكاد" هم به رادينم هديه داد به همراه يك ميليون وبابا حبيب هم يك ميليون هديه دادند.
![]()

![]()
رادين هم از
مادر روحي و بابا احمد و دايي آرمان
و همچنين از
مامان حاشي و بابا حبيب و عمو مجتبي و عمو مهدي
خيلي تشكر مي كنه،مرسي از همگي...



... پا گشاي رادين جون به خونه مامان و بابا بزرگ ها ...
